باید سالها پیش از سالمند شدن، برای سالمندی سالم برنامهریزی کنیم

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل صندوق بازنشستگی کشوری متن کامل این گفتگو را در ادامه میخوانیم:
ابتدا از خودتان و مسیر ورودتان به پزشکی بگویید.
من متولد بوشهر در سال ۱۳۴۲ هستم. تحصیلات پزشکیام را در دانشگاه علوم پزشکی شیراز آغاز کردم و پس از دریافت دکترای پزشکی و تخصص بیماریهای داخلی، در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در رشته غدد درونریز و متابولیسم ادامه تحصیل دادم و بورد فوقتخصصی این رشته را دریافت کردم. اما بهمرور برای من روشن شد که پزشکی فقط درمان یک بیمار نیست. پزشک وقتی با بیمار، خانواده و جامعه روبهرو میشود، با مجموعهای از مسائل مواجه است که بسیاری از آنها خارج از اتاق معاینه قرار دارند. همین نگاه، مسیر مرا از درمان صرف به سمت پژوهش، آموزش و مسائل سلامت جامعه کشاند.
یکی از بخشهای مهم کارنامه شما، تلاش برای ایجاد زیرساختهای علمی و پژوهشی در جنوب کشور است. این مسیر چگونه شکل گرفت؟
به اعتقاد من، اگر قرار باشد جنوب کشور در حوزه علم و فناوری پیشرفت کند، نمیتوان همهچیز را از تهران و مراکز دیگر انتظار داشت. بوشهر ظرفیتهای بسیار بزرگی دارد؛ از خلیجفارس و زیستبوم دریایی گرفته تا مسائل پزشکی و بیماریهای مناطق گرمسیری. ریاست پژوهشکده علوم زیستپزشکی خلیجفارس و مشارکت در شکلگیری مراکزی مانند مرکز تحقیقات زیستفناوری دریایی خلیجفارس، مرکز تحقیقات طب گرمسیری و عفونی خلیجفارس و مرکز تحقیقات پزشکی هستهای خلیجفارس در همین چارچوب قابل فهم است. برای من، ساختن یک نهاد علمی گاهی از انتشار یک مقاله مهمتر است؛ چون نهاد میتواند بعد از ما هم به تولید علم ادامه دهد.
در کارنامه شما تجربههای بینالمللی نیز دیده میشود. این تجربهها چه تأثیری بر مسیر علمی شما داشت؟
حضور به عنوان استاد مدعو در بیمارستان کنکورد دانشگاه سیدنی استرالیا و همکاری با برنامه تحقیقاتی بیماریهای استخوان انستیتو آنزاک استرالیا، تجربههایی ارزشمند برای من بود. این تجربهها کمک کرد با شیوههای متفاوت پژوهش، آموزش و سازماندهی فعالیتهای علمی آشنا شوم. اما در نهایت، همیشه دغدغه اصلی من این بوده که این دانش و تجربه چگونه میتواند به توسعه علمی و سلامت مردم منطقه خودمان کمک کند.
در رزومه علمی شما ۱۵۳ مقاله علمی به زبانهای فارسی و انگلیسی ثبت شده است. محور اصلی این پژوهشها چه بوده است؟
براساس رزومه علمی، ۹۰ مقاله انگلیسی و ۶۳ مقاله فارسی منتشر کردهام. موضوع این پژوهشها نیز متنوع بوده و از حوزه غدد و متابولیسم فراتر رفته است. دیابت، بیماریهای استخوان و پوکی استخوان، بیماریهای قلبی ـ عروقی، عوامل خطر بیماریهای مزمن، سلامت جمعیت و مطالعات مرتبط با خلیجفارس، بخشی از این موضوعات را تشکیل میدهند. برای من، تعداد مقالهها بهتنهایی اهمیت ندارد. مسئله اصلی این است که پژوهش چه پرسشی را دنبال میکند و در نهایت چه کمکی به شناخت بهتر بیماری، پیشگیری یا ارتقای سلامت جامعه خواهد کرد.
در میان پژوهشهای شما، مطالعه درباره نقش اسید اوریک در سلامت استخوان که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، مورد توجه قرار گرفته است. نگاه شما به اهمیت این دست پژوهشها چیست؟
پژوهش علمی زمانی ارزشمند است که بتواند به یک پرسش واقعی پاسخ دهد. مطالعه درباره ارتباط اسید اوریک و سلامت استخوان نیز در همین چارچوب قرار داشت. البته آنچه برای من اهمیت دارد، صرفاً انتشار یک مقاله نیست؛ بلکه فرایندی است که از طرح پرسش آغاز میشود، با جمعآوری و تحلیل داده ادامه پیدا میکند و در نهایت میتواند به شناخت بهتر عوامل مؤثر بر سلامت منجر شود.
یکی از حوزههای مهم فعالیت شما، مطالعه سالمندی است. چرا سالمندی برای شما اهمیت ویژهای پیدا کرده است؟
چون سالمندی، مسئله آینده نیست؛ مسئله امروز ماست که در سالهای آینده بسیار جدیتر خواهد شد. «برنامه سلامت سالمندی بوشهر» با هدف شناخت عوامل مؤثر بر سلامت سالمندان و میزان شیوع آنها طراحی شد. هدف فقط تولید داده نبود؛ میخواستیم اطلاعاتی فراهم شود که پزشکان، سیاستگذاران، مدیران نظام سلامت و خود سالمندان بتوانند از آن استفاده کنند. اگر بتوانیم عوامل خطر را زودتر بشناسیم، از بسیاری از مشکلات دوران سالمندی پیشگیری کنیم و کیفیت زندگی سالمندان را بالا ببریم، هم خانوادهها کمتر آسیب میبینند و هم هزینههای سنگینی بر جامعه تحمیل نمیشود. من معتقدم باید سالها پیش از سالمند شدن، برای سالمندی سالم برنامهریزی کنیم.
سالمندی فقط یک موضوع پزشکی نیست. وقتی درباره سالمندی صحبت میکنیم، درباره جمعیت، خانواده، اقتصاد، اشتغال، نظام سلامت، تأمین اجتماعی و کیفیت زندگی هم صحبت میکنیم. به همین دلیل، دادههای دقیق درباره وضعیت سالمندان میتواند به سیاستگذاران کمک کند تصمیمهای مناسبتری برای آینده بگیرند. تجربه یک استان نیز میتواند بخشی از دانش مورد نیاز کشور برای مواجهه با تغییرات جمعیتی و افزایش جمعیت سالمندان باشد.
در کنار پزشکی و پژوهش، بخش قابل توجهی از فعالیتهای شما به تاریخ و فرهنگ اختصاص دارد. این علاقه از کجا شکل گرفت؟
برای من، پزشکی از تاریخ و فرهنگ جدا نیست. اگر بخواهیم پزشکی امروز را بهتر بشناسیم، باید بدانیم انسانهای این سرزمین در گذشته چگونه با بیماری، درمان، دارو و سلامت مواجه میشدهاند. خلیجفارس برای من فقط یک پهنه جغرافیایی نیست؛ یک آزمایشگاه بزرگ تاریخی، زیستی و انسانی است که هنوز بخشهای زیادی از آن شناخته نشده است. به همین دلیل، در کنار فعالیتهای پزشکی، به تاریخ پزشکی، خلیجفارس، پزشکی دریایی، گیاهان دارویی، سیراف، بوشهر و میراث پزشکی تمدن اسلامی پرداختهام.
در کارنامه شما ۷۵ عنوان کتاب تألیف و ترجمه نیز دیده میشود. این آثار چه جایگاهی در فعالیت علمی شما دارند؟
کتاب برای من فرصتی برای ماندگار کردن و انتقال دانش است. برخی از موضوعاتی که در قالب مقاله علمی مطرح میشوند، برای ارتباط با جامعه و انتقال گستردهتر دانش، نیازمند قالب کتاب هستند. ۷۵ عنوان کتاب تألیف و ترجمه در حوزههایی مانند پزشکی، تاریخ پزشکی، خلیجفارس، پزشکی دریایی، گیاهان دارویی، سیراف، بوشهر و میراث پزشکی تمدن اسلامی حاصل همین دغدغه است.
یکی از پروژههای متفاوت شما، مجموعه مستند «تاریخ پزشکی خلیجفارس از دوره ایلامیان تا دوره معاصر» است. درباره این پروژه بگویید.
اگر تاریخ پزشکیمان را ثبت نکنیم، بخشی از هویت علمی و فرهنگیمان را از دست خواهیم داد. پژوهش و تولید مجموعه مستند «تاریخ پزشکی خلیجفارس از دوره ایلامیان تا دوره معاصر» حدود هفت سال به طول انجامید. این مجموعه در سه قسمت حدود ۴۰ دقیقهای تولید شده است. تهیهکنندگی و پژوهش آن بر عهده من و کارگردانی آن بر عهده رضا حسینپور بود. تلاش کردیم تاریخ پزشکی خلیجفارس را از دورههای باستانی تا دوران معاصر بازخوانی کنیم. این پروژه برای من فقط یک کار رسانهای نبود؛ تلاشی برای ثبت بخشی از حافظه علمی و فرهنگی جنوب ایران بود.
در فعالیتهای شما، تأسیس و سردبیری مجله «طب جنوب» و حضور در مراکز پژوهشی نیز دیده میشود. هدف از این فعالیتها چه بود؟
یکی از دغدغههای من همیشه ایجاد بستر برای تولید و انتشار دانش در جنوب کشور بوده است. تأسیس و سردبیری مجله «طب جنوب»، فعالیت در نشریات تخصصی غدد و متابولیسم و مشارکت در مراکز پژوهشی پزشکی مبتنی بر شواهد نیز در همین راستا انجام شد. وقتی یک منطقه بتواند دانش تولید کند و این دانش را منتشر و در اختیار جامعه علمی قرار دهد، بهتدریج جایگاه علمی آن منطقه نیز ارتقا پیدا میکند.
شما در سال ۱۳۸۸ به عنوان چهره ماندگار بوشهر معرفی شدید و در سال ۱۳۹۰ نیز عنوان استاد برجسته بنیاد ملی نخبگان را دریافت کردید. نسبت شما با بوشهر چیست؟
بوشهر برای من فقط محل تولد نیست؛ بخشی از هویت علمی من است. همیشه فکر کردهام اگر قرار است کاری ماندگار انجام دهیم، باید بخشی از آن را برای همین سرزمین انجام دهیم. این منطقه ظرفیتهای فراوانی دارد و من همیشه امیدوار بودهام که نسلهای بعدی بتوانند از این ظرفیتها بهتر استفاده کنند.
اگر بخواهید فلسفه فعالیت علمی خود را در یک جمله بیان کنید، چه میگویید؟
پژوهش وقتی ارزشمند است که در نهایت بتواند تغییری در زندگی انسان ایجاد کند؛ حتی اگر این تغییر کوچک باشد. برای من، پزشکی از درمان بیمار آغاز میشود، اما نباید به اتاق معاینه محدود بماند. پزشکی باید با پیشگیری، شناخت جامعه، محیطزیست، تاریخ و زندگی روزمره مردم ارتباط داشته باشد.
برای نسل آینده پژوهشگران بوشهر چه آرزویی دارید؟
دوست دارم نسل بعدی پژوهشگران بوشهر از ما جلوتر بروند؛ اگر آنها از ما بهتر و موفقتر باشند، یعنی تلاشهای ما بیهوده نبوده است. ما نباید انتظار داشته باشیم نسلهای بعدی دقیقاً راه ما را ادامه دهند. باید شرایطی ایجاد کنیم که آنها بتوانند راههای تازهتری پیدا کنند و از ما فراتر بروند.
آینده پزشکی را چگونه میبینید؟
آینده پزشکی فقط در بیمارستانها ساخته نمیشود؛ بخشی از آن در پژوهش، پیشگیری، شناخت جامعه، توجه به سالمندان و حتی شناخت تاریخ و فرهنگ خودمان ساخته خواهد شد. اگر پزشکی را فقط درمان بیماری بدانیم، بخش بزرگی از ظرفیت آن را نادیده گرفتهایم. پزشکی باید به زندگی انسان نگاه کند؛ به اینکه چگونه میتوان سالمتر زندگی کرد، چگونه میتوان از بیماری پیشگیری کرد و چگونه میتوان کیفیت زندگی را در همه دورههای عمر افزایش داد.
مشاهدهٔ خبر در منبع